تبلیغات
به نام قصه گوی راستگو !!! - سخنان آموزنده
به نام قصه گوی راستگو !!!

سخنان آموزنده

پنجشنبه 19 فروردین 1389

شجاعت یعنی بترس بلرز ولی قدم بردار

بی وفایی کن وفایت می کنند با وفا باشی خیانت می کنند مهربانی گر چه آیینه ی خوشیست مهربان باشی رهایت می کنند

بازی روزگار را نمی فهمم من تو را دوست دارم تو دیگری را دیگری مرا و همه ی ما تنهاییم

رسم روزگار تو چشم میزاری من قایم میشم ولی تو یکی دیگرو پیدا میکنی

همیشه دشمنان خود را ببخش چیزی بیش از این انها را ناراحت نمی کند

همیشه آغاز راه دشوار است عقاب در آغاز پر کشیدن پر میزند ولی در اوج حتی از بال زدن هم بی نیاز است

هرگز فراموش نکن شاتس تو همان تفکر توست

قلاب ها علامت کدامین سوالند که ماهیان این گونه جوابشان می شوند

دست هایم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل گرفتند اما کسی فکر نکرد شاید من گلی کاشته باشم

آسمون به دریا گفت این بالا خیلی خوبه همه جارو میشه دید دریا گفت این پایین از اون بالا هم بهتره چون فقط تورو میشه دید

خوشبختی یافتنی نیست ساختنی است

شریف ترین دلها دلی است که در آن اندیشه ی آزار کسی نباشد

روزی روزگاری اهالی یک دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند در روز موعود همه ی مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یک پسر بچه با خودش چتر اورده بود و این یعنی ایمان

انسان آن چیزی خواهد شد که خود باور دارد

من کفش نداشتم و مدام شکایت می کردم تا کسی را دیدم که پا نداشت

برای انسان های بزرگ بن بست وجود ندارد چون بر این باورند که یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

همیشه یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایان

نامم را پدرم انتخاب کرد نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم دیگر بس است راهم را خود انتخاب خواهم کرد

از دیروز بیاموز برای امروز زندگی کن و امید به آینده داشته باش

پشیمانی که ما را به راه راست نکشاند هیچ ارزشی ندارد

خوشبختی میان خانه ی شماست بیهوده آن را میان باغ دیگران می جویید

قانون احتمالات یادت نره بالاخره یک نفر خواهد گفت بله

بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم

عیب جامعه این است که همه دلشان می خواهد که آدم مهمی باشند و هیچ کس نمی خواهد فرد مفیدی باشد

توان آدمیان را با آرزوهایشان میتوان سنجید

برای اینکه دوستیمان پا بر جا بماند بهتر است همواره میانمان فاصله ای باشد

تجربه میوه ای است که آن را نمی چینید مگر پس از گندیدن

بهترین چیز ها زمانی رخ میدهد که انتظارش را نداری

به ارزوهای خویش ایمان بیاورید و آن گونه نسبت به آنها با ندیشید که گویی به زودی رخ میدهد

اگر یاد بگیرید که همیشه به مشکلات بخندید همیشه چیزی برای خندیدن دارید

افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند

مهربانی جاده ای است که هر چه بیشتر میروی خطرناک تر می شود

در بیکرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم هستن

از مخالفت ها نترسید باد بادک وقتی میتواند بالا برود که با باد مخالف مواجه شود

هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت می نشاند

سایه ام عاشق سایه ات شده ایا میتوانیم همسایه شویم

از میان تمام بازی های کودکانه تنها یادم تو را فراموش را بلد بودی

همیشه قصه ی مادر درست بود همیشه یکی بود یکی نبود

 

 


پسر نقره ای
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389 02:47 ب.ظ
سلام
اپممممم بیا منتظرماااااا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
نظرسنجی
    نظر شما در مورد وبلاگ چیست !!!





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها